دشمنی به نام انقلاب

۳۰ دی ۱۳۸۹

چه آسان عکس این بزرگان از کنار سهمشان در تحولات تاریخی وطن محو می شود. آری، امروز بزرگترین تهدید برای حاکمیت، نه لیبرالیزم است و نه تروریزم مرزنشین بلکه خود انقلاب است که با فاصله گرفتن روز افزون مشی حاکمیت از آن، خود را دشمنی بزرگتر و جدی تر معرفی می کند و بیشترین هزینه های اطلاعاتی- امنیتی حاکمیت مصروف کنترل و شنود آن انقلابیون دیروز و اسناد زنده انقلاب می گردد اما دیر نیست که دگربار تاریخ رنگ تکرار گیرد.

73432784_2abebd12e7

تحول سبز – گروه گسترش اگاهی ها: کوتاه از دیروز، کوتاه از امروز ۲ – زکریا محمدی

بخش دوم : دشمنی به نام انقلاب

کوتاه از دیروز:

روزهای اول انقلاب مملوء است از تحولات و حوادثی که شور و شوق انقلابی مجال دیدن شان را نمیدهد. سالهای بعد، وقتی که روزنامه های آن دوران پر ماجرا مرور می شود، گویا اخبار گذشته ای دیگر است که در آن چیزی از غوغای تصویب لوایح و استعفا و عزل وزرا و خطابه فقها به یاد نمی آید. فقط تیتر های بزرگ آشناست . تیتر های انقلابی. و ریز تحرکات و ذره ذره اتفاقاتش کمتر فضایی از ذهن را متوجه خود نموده است.

مصادیق این دیدن ها و ندیدن ها را تنها در تحولات انقلاب ایران نباید جستجو کرد. انقلاب اکتبر که در جغرافیایی نزدیک به ما موجودیت یافت، مصادیقی چنین بسیار دارد. روزی که کامنوف و زینوویف و امثال آنان از مناسب رسمی عزل می شدند، چشم مردم کشورشان اصراری به تعقیب چرایی آن نداشت چه ایشان را توهم و شوق سرعت رادیکالیسم استالینی در تحقق مدینه فاضله به خود مشغول کرده بود.

روزنامه های مسکو با ماکت سازی چیره دستانه از اهداف انقلاب، مردم را به سوی لمس و حس آن دعوت می کرد و بشارت روئیت بنای حقیقیش را میداد.در این میان،کشتار میلیونها دهقان و مالک در مسیر اشتراک سازی اخباری پر رنگ نبود اگر نتیجه اش حکومت پرولتاریا تبلیغ می شد. چرایی و چگونگی حرکت انقلاب در لذت حاصلش گم شده بود آنگونه که لئون تروتسکی، از بزرگترین معماران و نظریه پردازان انقلاب و مهمترین مهره ها در تثبیت آن که ملتش را به انحراف حاکمیت از آرمانهایشان تذکر می داد، خود به خیانت متهم می شود و طرفدارانش به نام معتقدین به تروتسکیزم به جوخه اعدام سپرده می شوند.

در آن مقطع، بزرگترین تهدید برای استبداد استالینی، نه لیبرالیزم بود و نه ته مانده نظام تزاری ، بلکه خود انقلاب بود که با فاصله گرفتن روز افزون مشی حاکمیت از آن، خود را دشمنی بزرگتر و جدی تر معرفی می کرد، انقلابی که در آرمانها و انقلابیون خلاصه می شد. از این دشمنان، یعنی میراث های زنده انقلاب چه بسیار بودند که با گذار از دادگاههای فرمایشی به چشمانشان دستمال سیاه بسته شد و پشت دیوار های بلند سانسور بر ایشان آتش گشودند.بیشترین هزینه های امنیتی- اطلاعاتی کرملین مصروف شنود و کنترل همین اسناد زنده و تدوین کنندگان مانیفست انقلاب گردید و عجبا که رویای تحقق مدینه فاضله سوسیالیستی گوش ملت را از شنیدن صدای خرد شدن استخوانهای سربازان انقلابشان ناتوان می کرد.

آن روزها، همان خطر مشترک نظامهای ایدئولوژیک رنگ تکرار گرفته بود. نظامهایی که خود محصول تکامل نظری ایدئولوژی در طیف وسیعی از مردم جامعه اند و خاستگاه موجودیت جریانات اقتدارگرا. در جوامع استبداد زده که ایدئولوژی انقلابی در دفع وگریز از استبداد به تخت حاکمیت جلوس می کند چه بسیار است که از دل کمال گرایی و اخلاق مداری نظری اش، تئوری های سرکوب و حذف به نام تحقق و نیل به مطلوب رخ می نماید. بزرگان انقلاب اکتبر که به قول خودشان به مبارزه با آخرین مرحله سرمایه داری یعنی امپریالیزم کمر بسته بودند در هیچ افقی از آینده انقلاب خود تولد سوسیال امپریالیزم نوخاسته اتحاد جماهیر شوروی را نمیدیدند. در هیچ افقی از آن متصور مرگ میلیونی مردم قحطی زده شوروی به نام پرولتاریا نمیشدند. نمیدیدند که ادغام طبقات سوسیال با کاتالیزگری به نام کشتار و حذف طبقات تحقق یابد.این میل و شور مردم روسیه در تحقق زودهنگام آمالشان بود که عمر استبداد استالینی را افزون میکرد و آن روز که این شور در نشیب ناکامی های حاکمیت به پریشانی رسید، همان اسباب اضمحلال تدریجی بنیاد استبداد گردید.

کوتاه از امروز:

به یاد می آوریم فریاد های فرزندان انقلابمان را در روزهای اول انقلاب ؟ در انحراف مفاد در دست تصویب قانون اساسی از مدل جمهوری؟ به یاد می آوریم داد اعتراضشان را در مجلس، به انحراف ساختار و ساز و کارهای انتخاباتی ؟ که این همه در میان راهپیمایی ها و شعار ها و خطابه ها و های و هوی فضای انقلابی گشت و گشت و اراده شنیدن ندید. به یاد می آوریم اولین شمه های حضور اقتدارگرایان را در رد صلاحیت های مجلس ؟ و بعد تر ، به خاطر می آوریم که چگونه پس از رحلت امام خمینی، هم اینان تکاپوی واگذاری علنی حق نظارت استصوابی را به شورای نگهبان شدت دادند و با تفسیر به رای چنین کردند؟ بعید است که همه و بسیاری دیگر را به یاد آوریم.

ما در هیجان پیشرفت انقلابمان صداهای بسیاری را نشنیدیم . ما مبهوت تحقق آرزوهایمان بودیم و تکرار مخاطرات جریان هایی اینگونه را باور نکردیم و گویی قرار است که دین معجزه کند و تاریخ دیگر امثال بنیادگرایان چنین نظام هایی را نزاید . گویا قرار است که گوش های ما فقط وقتی قصد شنیدن کند و فریاد ها روی اتحاد گیرد که خود ذره ذره جزء هزینه های نوخاسته انقلاب می شویم. و امروز آن روز است که انقلاب حصر و زندان بسیاری از کهنه سربازان خود را می بیند و به حاشیه رفتن فرزندان امام و راهبرش را. و چه آسان این انقلابیون و معماران انقلاب به مناصب مزدوری و مرتدی و وطن فروشی منصوب می شوند و هوادارانشان به جرم همرهی ملبس به لباس زندان یا کفن قبرستان.

چه آسان عکس این بزرگان از کنار سهمشان در تحولات تاریخی وطن محو می شود. آری، امروز بزرگترین تهدید برای حاکمیت، نه لیبرالیزم است و نه تروریزم مرزنشین بلکه خود انقلاب است که با فاصله گرفتن روز افزون مشی حاکمیت از آن، خود را دشمنی بزرگتر و جدی تر معرفی می کند و بیشترین هزینه های اطلاعاتی- امنیتی حاکمیت مصروف کنترل و شنود آن انقلابیون دیروز و اسناد زنده انقلاب می گردد اما دیر نیست که دگربار تاریخ رنگ تکرار گیرد.

نقد و نظر (3)

    • جوون ایرانی دی ۲۱, ۱۳۸۹, ۱۳:۰۳

      من که سنم به انقلاب نمی رسه اما به نظرم مشکل از اینجا شروع می شه که تو شیعه ی ایرانی به امر معصومیت خیلی تاکید شده و ایرانیها هر رهبری که حرف از عدالت میزنه رو سریعا به عرش میبرن که این معصومه و نزدیک ترین کس به امامانه . پس تمام مسیولیت رو به دوش اون می ذاریم که آقا این رو فرمودن، حتی الآن با گذشت این همه سال ما باید تو دانگاه هامون کتاب وصیت نامه آیت الله خمینی رو بخونیم.
      این وضعیت رو شاید آمریکا یا انگلیس یا سلطنت طلبها دوست داشته باشن اما مهم اینه که زاییده تفکر و حرکت های پیشین و کنونی ماست.
      محبوبیت رو با معصومیت اشتباه نگیریم و به بهونه شونه خالی کردن از پاسخگویی معصوم حدیدی رو به عرصه ی تاریخ کشورمون اضاف نکنیم.

    • احمد کاوسیان دی ۲۱, ۱۳۸۹, ۱۵:۱۴

      دوستان عزیز
      اولین توقعی که از یک جریان انقلابی میتوان داشت صداقت و احترام به حقوق دیگران است. پدیده ای که نبود آن نظام جمهوری اسلامی را به چالشی کشانید که محققا بهای سنگینی بابت آن پرداخت خواهد کرد.
      تصویری که در ذیل مطلبتان درج کرده اید از آرشیو عکسهای انقلاب بهمن اینجانب بدون هیچگونه پرسش و حتی درج نام صاحب آن برداشته شده.
      این اولین بار نیست و آخرین نیز نخواهد بود. و نکته قابل توجه اینست که تمام موارد مشابه ( بیش از ده مورد ) توسط سایت های فعال سیاسی ایران انجام گردیده،
      باید بپذیریم که اگر جمع المال بودن با دیگران را حق خود بدانیم ، مشروعیت مبارزه با فاشیسم هار جمهوری اسلامی را خدشه دار کرده و محکوم به زیست زبونانه زیر استیلای تمامیت طلب این نظام خواهیم بود.
      بیائید انقلاب را از درون خود آغاز کنیم.

      • فرهاد دی ۲۱, ۱۳۸۹, ۱۶:۰۳

        با سلام
        عکس فوق از بخش عکسهای گوگل برداشته شده است و دارای هیچ منبع و یا لوگویی نبوده است .
        با احترام
        ادمین

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>