سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » راه طی‌شده جواب نداد،‌ طرحی نو درافکنیم...
» نگاهی متفاوت به روند توسعه در حوزه‌های کردنشین غرب ایران

راه طی‌شده جواب نداد،‌ طرحی نو درافکنیم

چکیده :نوشتار زیر به تغییر سبک زندگی مناطق کردنشین پرداخته است، به‌گونه‌ای‌که این تغییر سبک زندگی، خود را در مشارکت‌طلبی سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی نمایان می‌کند. سپس این پرسش را مطرح می‌کند که آیا در جامعه امروز ایران زیرساخت‌های اقتصادی، فرهنگی و سیاسی لازم برای استقبال از این مشارکت‌طلبی مهیاست؟ و با توجه به ندانم‌کاری‌ها و بی‌مبالاتی‌ها پیشنهاد می‌کند که برای جلب مشارکت مردم کرد، باید رویکردهای جدیدی را با تمرکز بر مشارکت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی مردم، آزمود و طرحی نو در انداخت....


نگاهی متفاوت به روند توسعه در حوزه‌های کردنشین غرب ایران

احسان هوشمند *

۱- کردها ایرانیان ساکن در غربی‌ترین بخش کشور هستند‌ که در ۴ استان ایلام،کرمانشاه، کردستان و آذربایجان‌غربی(۱) سکونت دارند.(۲) در این گستره جغرافیایی و اجتماعی، مردمی زندگی می‌کنند که با زبان‌های گوناگون و گویش‌ها و لهجه‌های متنوعی چون هورامی، سورانی و بادینان یا کرمانجی،گروسی،کرمانشاهی، لکی،(۳) کلهری، اردلانی و جلالی و… تکلم می‌کنند، ضمن آنکه بخشی از مردم استان کرمانشاهان با گویش فارسی کرمانشاهی سخن می‌گویند.

بیش از نیمی از مردم کرد، شیعه، گروه زیادی سُنی و گروهی پیرو مذهب اهل حق هستند.گروه کمی از اقلیت‌های مذهبی و نیز گروه‌های قومی کوچک چون زرتشتی‌ها، مسیحیان، کلیمیان و نیز آشوری‌ها و ارمنی‌ها و… در این منطقه مستقرهستند. بنا بر آخرین آمار در سال ۱۳۸۷ حدود ۱۳۶۹۶ نفر از ساکنان استان‌های ۴ گانه مورد بررسی این مقاله را پیروان آیین‌های زرتشتی، کلیمی، مسیحی و دیگر ادیان تشکیل می‌دهد.این وضعیت خاص زبانی و فرهنگی خود موجب شکل‌گیری پدیده‌های جامعه‌شناختی قابل‌ملاحظه‌ای همچون کثرت فرهنگی، اجتماعی و سیاسی و گاه ناهمگونی بارزی شده که نمی‌توان به‌سادگی از کنار آن گذشت.

۲- با کم‌کردن جمعیت تقریبی آذری‌های استان آذربایجان‌غربی، در ۴ استان کردنشین غرب ایران حدود ۵۳۷۳۰۰۰ نفر زندگی می‌کنند که از این تعداد ۳۴۳۰۵۰۰ نفر در مناطق شهری و حدود ۲۵۰۴۰۰۰ نفر در روستاها مستقر هستند. این ۴ استان به ۴۹ شهرستان، ۱۱۷ بخش،۱۱۱ شهر، ۳۲۲ دهستان و حدود۷۷۲۲ روستای دارای سکنه(۴) تقسیم می‌شود. حدود ۱۷۶۹ خانوار نیز در استان‌های ایلام و کرمانشاه، غیرساکن (شیوه معیشت و زندگی عشایری) هستند. در این استان‌ها ۷ شهر دارای جمعیتی بیش از ۱۰۰ هزار نفر هستند.بزرگترین شهر کردنشین غرب ایران، کرمانشاه است با جمعیت تقریبی ۷۹۴۸۶۳ نفر و شهرهای ارومیه،(۵) سنندج، ایلام، بوکان، مهاباد و سقز نیز به ترتیب با جمعیتی بیشتر از صدهزارنفر در رتبه‌های بعدی جمعیت شهری قرار دارند.

۳- در سده اخیر مفهوم توسعه از ابعاد گوناگون مورد توجه جامعه‌شناسان، اقتصاددانان، مدیران، سیاستمداران، روشنفکران و روزنامه‌نگاران بوده و حتی به‌عنوان یکی از مهمترین ملاک‌های مقایسه کشورها و مناطق مختلف به‌کار گرفته شده است، اما با وجود این کاربرد وسیع، توافق چندانی میان این گروه‌ها درباره معنا و تعریف این واژه و شاخص‌های آن وجود ندارد. مکتب‌‌های گوناگون درباره این واژه نگرش‌های متنوعی دارند، اما اگر بنا باشد تا درخصوص تعریف توسعه مخرج مشترکی برای دیدگاه‌های رایج در نظر گرفته شود همانا مهیا نمودن فرصت‌ها و ابزارها برای زیست انسانی و کاهش رنج و درد انسان‌ها و گروه‌های انسانی است.

ماهیت دولتی‌بودن اقتصاد ایران و نیز کنترل و نظارت تام و تمام دولت بر شئون مختلف حیات فردی و اجتماعی موجب شده هرگونه تلاش سامانمند برای تغییر شرایط و بهبود شرایط زندگی ایرانیان توسط دولت‌ها طراحی، اجرا و یا مورد نظارت قرار گیرد. این وضعیت موجب شده تا در شصت‌سال اخیر بخشی از دولت طرح و تدوین برنامه‌های توسعه کشور را برعهده گرفته و دیگر بخش‌های دولت به اجرای این برنامه‌ها بپردازند. پس از شصت‌سال برنامه‌ریزی، نتیجه اجرای برنامه‌های متعدد توسعه در ایران، گرچه تحول چشمگیری در زندگی ایرانیان ایجاد کرده اما چندان رضایتبخش نیست. بسیاری از کشورها سال‌ها و حتی دهه‌ها پس از ایران گام‌های نخست توسعه را برداشته و امروز از نظر جامعه جهانی در بسیاری از شاخص‌های توسعه وضعیت مطلوب‌تر و مناسب‌تری از ایران دارند، نمونه کره جنوبی و مالزی می‌تواند مستند این مدعا باشد.

ازسوی دیگر روند توسعه در ایران چندان متوازن نبوده است، به‌گونه‌ای که میان تهران، اصفهان و یکی دو استان برخوردارتر کشور با سایر نقاط کشور شکاف‌های توسعه‌ای بزرگی می‌توان مشاهده کرد. این ناموزونی تنها میان تهران و مناطق حاشیه‌ای کشور همچون سیستان و بلوچستان، ایلام، کردستان، بوشهر، هرمزگان، خراسان‌شمالی و جنوبی برجسته نیست، بلکه حتی میان مراکز هر استان و شهرستان‌های تابعه نیز گسل عمیقی ایجاد شده است. این شکاف توسعه‌ای حتی به مراکز شهرستان با بخش‌ها و از آنجا به دهستان‌ها و و سپس به روستاها کشیده شده است. این شکاف توسعه‌‌ای ویژگی قومی ندارد. زابل فارس‌زبان و شیعه‌مذهب یا خراسان‌شمالی و جنوبی فارس‌زبان همچون ایلامی کرد شیعه یا شبستری آذربایجان از مواهب توسعه کشور به‌صورت موزون برخوردار نشده است. از نگاهی دیگر، برنامه‌های توسعه اجرا شده در کشور گاه خود پیامدهایی نیز داشته‌اند.گسترش حاشیه‌نشینی و در پی آن افزایش آسیب‌های اجتماعی از این منظر نیز می‌تواند مورد توجه قرار گیرد.

۴- برخی از شاخص‌های توسعه در استان‌های ۴ گانه آذربایجان‌غربی،کردستان،کرمانشاه و ایلام نگران‌کننده است. به‌گونه‌ای‌که استان‌های کردستان و ایلام در برخی از شاخص‌ها بدترین وضعیت کشوری را به نمایش می‌گذارند. به‌صورت اجمالی به چند نمونه از این شاخص‌های توسعه ‌که نشان‌ دهند وضعیت نامطلوب این استان‌های ۴ گانه است، اشاره می‌کنم:

در سال ۱۳۸۶ از کل کارگاه‌های صنعتی با کارکنان ده‌نفر و بیشتر تنها ۷۲۷ کارگاه صنعتی مربوط به ۴ استان یادشده بوده است. این رقم نشان می‌دهد سهم این ۴ استان از کارگاه‌های صنعتی کشور تنها ۶/۴ درصد است،.هر چند وضعیت کل کشور از نظر صنایع بسیار نامطلوب است، اما این امر نشانگر توسعه ناموزون کشور است. در ۴ استان یاد شده نیز در سال ۱۳۸۶ حدود ۳۴۴۶۷ نفر در کارگاه‌های صنعتی دارای کارکنان۱۰ نفر و بیشتر اشتغال دارند، این رقم ۱/۳درصد شاغلان کشوری است.در سال ۱۳۸۷ در استان‌های ۴ گانه مورد توجه این بررسی از کل جمعیت فعال ۳۷۴۰۰۰ نفر بیکارند. بنا بر اعلام مراکز رسمی نرخ بیکاری در سال ۱۳۸۷ نرخ بیکاری گروه سنی ۱۵‌ساله‌ها تا ۲۹ ساله‌های استان آذربایجان‌غربی ۸/۱۶ درصد، استان ایلام ۳۰ درصد،کردستان۶/۲۳ درصد و کرمانشاه ۵/۲۵ درصد است. این ارقام نگران‌کننده نشان می‌دهد بیکاری در این استان‌ها بسیار گسترده است و این خود می‌تواند پیامدهای ناگواری بر ساخت خانواده و گسترش طلاق و آسیب‌های اجتماعی داشته باشد.

در سال ۱۳۸۷ در ۴ استان مورد نظر حدود ۹۶۹۶۹۱ پرونده توسط دادگاه‌های عمومی، تجدیدنظر، دادسراها و شوراهای حل اختلاف مختومه شده است، این آمار نشان می‌دهد که حجم وسیعی از پرونده‌ها در محاکم قضایی مورد بررسی قرار گرفته است. این وضعیت نمی‌تواند نشانی از زندگی بی‌دغدغه و آرام مردم این استان‌ها باشد.

همچنین یکی دیگر از شاخص‌های این بررسی، آمارهای مربوط به اقدام به خودکشی است. در سال ۱۳۸۷ از حدود ۳۱۶۷ مورد اقدام به خودکشی مرد و زن درکل کشور، ۶۲۲ مورد در این ۴ استان صورت گرفته است، یعنی ۶/۱۹درصد اقدام به خودکشی‌های کشور در این حوزه‌ها صورت پذیرفته است. از این رقم ۲/۴ درصد مربوط به آذربایجان‌غربی، ۵/۲ درصد استان کردستان، ۵ درصد کرمانشاه و ۹/۷ درصد مربوط به استان ایلام است. از ۹۷۳ مورد اقدام به خودکشی زنان در کل کشور نیز ۲۷۹ مورد، یعنی ۶۷/۲۸درصد مربوط به استان‌های ۴ گانه است. متأسفانه ۷/۱۳ درصد از موارد خودکشی زنان کل کشور به‌تنهایی در استان ایلام صورت گرفته است. حاکمیت سنت‌های غلط و مردسالارانه، تعمیق نسبی فرهنگ خودکشی به‌عنوان راه‌حلی برای رهایی‌یافتن از زیر بار مشکلات و ناراحتی‌ها، بویژه در میان زنان ایلامی ازجمله دلایل گسترش اقدام به خودکشی در این مناطق است.

شاخص نامطلوب دیگری که در اینجا به آن توجه می‌شود طلاق است. گسترش طلاق نیز در دو استان از استان‌های مورد بررسی، نگران‌کننده است. طلاق در استان آذربایجان‌غربی و ایلام به نسبت ازدواج‌های ثبت‌شده و در مقایسه با معدل کشوری کمتر و در استان‌های کردستان و کرمانشاه بسیار نگران‌کننده و بالاتر از معدل کشوری است. در سال ۱۳۸۷ و در استان ایلام نسبت طلاق به ازدواج‌های ثبت‌شده ۷۵/۵ درصد و در استان آذربایجان‌غربی ۲/۱۰ درصد است، این نسبت در کل کشور ۵/۱۲ درصد است، اما در کرمانشاه ۳/۱۵ درصد و در کردستان ۲/۱۵ درصد است. نسبت طلاق به ازدواج در مناطق شهری کل کشور ۷۶/۱۴ درصد است. این نسبت در حوزه‌های شهری استان کرمانشاه ۴/۱۷درصد و در حوزه‌های شهری کردستان ۲/۱۸درصد است. در برخی از حوزه‌ها همچون مهاباد، سقز و مناطق روستایی مریوان این نسبت بالاتر از ارقام پیش‌گفته است. این درصد در این شهرستان‌ها گاه به حدود ۲۴درصد نیز می‌رسد.

در استان‌های آذربایجان‌غربی،کردستان،کرمانشاه و ایلام تنها ۱۱ سالن سینما با ظرفیت۶۹۲۶ صندلی فعالیت دارند. در استان‌های ایلام و کردستان تنها ۱ سالن سینما فعالیت دارد؛ آیا ظرفیت‌های فرهنگی کشور آن هم در استان‌های با اهمیت مرزی کشور با این تعداد سالن سینما و صندلی بالفعل شده است؟ این فهرست از مسائل استان‌های ۴ گانه باید با شاخص‌های دیگری چون عدم‌وجود حتی یک کیلومتر آزادراه در ۴ استان، وجود تنها ۴۲۱ کیلومتر بزرگراه، وقوع ۵ درصد از تصادفات درون‌شهری و برون‌شهری در این استان‌ها و ۹/۶ درصد تصادفات منجر به فوت کشوری در این ۴ استان و مرگ و میر و جراحات ناشی از برخورد با مین و… نیز اشاره شود.

در کنار مسائل و مشکلات اساسی و بنیادی این استان‌ها،که خود نشانی از رنج و درد مردم این استان‌هاست و شوربختانه برای حل‌وفصل اساسی آن، همچون دیگر نقاط محروم کشور، تاکنون چاره‌ای درخور، اندیشیده نشده است و نه‌تنها ازسوی مسئولان مربوطه بلکه از نگاه روشنفکران، روزنامه‌نگاران، پژوهشگران کشور و استان‌های مورد بررسی جایگاه مناسب خود را برای طرح و بررسی نیافته است؛ باید به وجه دیگری از تحولات توسعه‌ای این مناطق نگریست تا بتوان در برابر این وضعیت تحلیل نهایی مقاله را عرضه کرد.

۵- سوادآموزی در کل کشور رشد چشمگیری داشته است. در استان‌های ۴ گانه مورد نظر این مقاله نیز نرخ باسوادی در حال رشد است. بنا بر آمارهای سال ۱۳۸۵(سرشماری عمومی نفوس و مسکن) نرخ باسوادی مرد و زن ۶ ساله و بالاتر، بین ۷۷ تا ۸۸ درصد است. در مناطق شهری، این نرخ بین ۸۲ تا ۹۰ درصد و در نقاط روستایی نیز بین ۶۹ تا ۷۵ درصد ۶ ساله‌ها و بالاتر باسواد هستند. ۵۹ تا ۶۹ درصد زنان روستایی نیز در استان‌های فوق باسوادند و ۷۷ تا ۸۳ درصد زنان شهری هم باسواد هستند. بدون در نظر گرفتن ثبت‌نام‌شدگان دانشگاه‌های پیام نور و علوم‌پزشکی در ۴ استان، حدود ۶۴۶۰۲ نفر در سال ۱۳۸۷ در دانشگاه‌های دولتی و آزاد ۴ استان ثبت‌نام کرده و تعداد ۲۴۰۶۰۷ دانشجو در دانشگاه‌های دولتی و آزاد این استان‌ها (بدون آمار دانشگاه‌های علوم‌پزشکی و پیام‌نور و سایر مراکز آموزش‌عالی‌که رقم فوق را تا دوبرابر افزایش می‌دهد) مشغول تحصیل هستند. جنسیت ۹۳۳۲۲نفر از دانشجویان دانشگاه‌های دولتی یعنی۱۲/۵۵ درصد دانشجویان، دختر و کمتر از ۴۶ درصد پسر هستند.بیش از ۱۷۴۸۱ نفر استاد و عضو هیئت‌علمی، مشغول تدریس در دانشگاه‌های دولتی و آزاد (بدون استادان پیام نور و علوم‌پزشکی) این ۴ استان هستند این رقم معادل کل اعضای هیئت‌علمی دانشگاه‌های ایران در سال ۱۳۵۷ کشور است. حدود ۲۴۹۸ پزشک شاغل در دانشگاه‌های علوم‌پزشکی این استان‌ها به طبابت اشتغال دارند (بدون احتساب پزشکان آزاد یا بیمارستان‌های خصوصی و مطب‌ها) و ۱۳۸۷ پزشک متخصص نیز در این استان‌ها به‌کار اشتغال دارند. ۱۷۱ کتابخانه عمومی در این ۴ استان پذیرای علاقمندان است و سالانه صدها جلد کتاب تألیفی و ترجمه به‌وسیله ناشران محلی این استان‌ها منتشر می‌شود. بیش از ۱۰۸۵۷۴۹ مشترک از تلفن ثابت و ۲۵۶۵۲۸۴ مشترک تلفن همراه در این استان‌ها از خدمات تلفنی استفاده می‌کنند. در سال ۱۳۸۷ تنها به‌وسیله انواع وسیله نقلیه عمومی یعنی اتوبوس، مینی‌بوس و سواری‌های مسافربر ۱۲۷۵۳۰۰۰ مسافر برون استانی در این ۴ استان جابجا شده و ۴۰۰هزار مسافر نیز به‌وسیله هواپیما وارد استان‌های ۴ گانه شده‌اند و به همین تعداد نیز خارج شده‌اند. از مجموع ۱۱۱ شهر استان‌های ۴ گانه در ۶۰ شهر لوله‌کشی گاز به بهره‌برداری رسیده است و ۱۳ شهر نیز در حال لوله‌کشی گاز است. صدها روستا نیز به شبکه سراسری گاز متصل شده است. تا سال ۱۳۸۷ تقریباً همه شهرها و روستاهای دارای سکنه این ۴ استان به شبکه سراسری برق متصل شده و کمتر روستایی را می‌توان یافت که به برق سراسری متصل نشده باشد.(۶) در ابتدای مقاله نیز گفته شد حدود ۶۴ درصد جمعیت این ۴ استان در مناطق شهری مستقر هستند. استفاده از صداوسیمای جمهوری اسلامی و نیز برنامه‌های تلویزیونی کشورهای همسایه(به‌دلیل مرزی‌بودن و بدون نیاز به استفاده از سیستم ماهواره) و ماهواره نیز به‌صورت چشمگیری در حال افزایش است.

این داده‌ها نشانی روشن از تحولات اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی در مناطق مورد توجه این بررسی است. آمارها می‌گویند سبک زندگی شهروندان این مناطق در حال دگرگونی است. نیازهای تازه‌ای در حال تبدیل‌شدن به مطالبات عمومی است و تغییر در سبک زندگی، تغییر در آرزوها و خواسته‌ها، ارزش‌ها و هنجارها را به‌دنبال خواهد داشت؛آیا مناسبات موجود پذیرای این وضعیت دگرگون شده است؟ آیا ابعاد این دگرگونی مورد توجه برنامه‌ریزان، مجریان و حتی تحلیلگران، جامعه‌شناسان و روزنامه‌نگاران قرار گرفته است؟ برای نمونه آیا حضور گسترده بانوان در دانشگاه‌های (بیشتر از پسران) این استان‌ها و نیز اشتغال به کار فارغ‌التحصیلان زن نشانی از این دگرگونی گسترده نیست؟

۶- آمارهای توسعه‌ای در عین حال که مشکلات و مسائل این مناطق را برجسته می‌کند، افق‌های روشن و امیدبخش این مناطق را نیز هویدا می‌سازد. از نظر شاخص‌های توسعه وضعیت در مناطق کردنشین ایران با مناطق کردنشین عراق و ترکیه قابل‌مقایسه نیست. روند توسعه در این بخش از ایران بسیار مثبت‌تر و چشمگیرتر از ترکیه و عراق است،(۷) اما این وضعیت بیم و امیدهای خاص خود را نمایان می‌سازد.

ازسویی قابلیت‌های فراوان توسعه‌ای این مناطق می‌تواند رهگشای آینده مطلوب‌تر این حوزه از ایران باشد. وجود منابع آبی فراوان، هم‌مرزی با سه کشور جمهوری آذربایجان، ترکیه و عراق، طبیعت گردشگرپسند، معادن فراوان، افزایش قشر باسواد و البته دانشگاه‌دیده، دسترسی روزافزون به وسایل و رسانه‌های ارتباطی، گسترش شهرنشینی و تحولات فرهنگی ناشی از آن، گسترش بازارچه‌های مرزی و حضور چندین میلیونی خریداران از اقصی نقاط ایران در شهرهای تجاری و مرزی همچون بانه، مریوان، پیرانشهر و به‌تازگی جوانرود، حضور دائمی زائران عتبات که برای ورود به عراق از استان‌های کرمانشاه و ایلام باید گذر کنند و شواهدی از این دست نشان از فرصت‌های فوق‌العاده این استان‌ها برای توسعه موزون‌تر است. این وضعیت همان‌گونه که گفته شد تغییرات گسترده‌ای در سبک زندگی مردم این دیار ایجاد کرده است. نتیجه این تغییر سبک زندگی خود را در مشارکت‌طلبی سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بیشتر نمایان می‌کند. آیا در جامعه ایران امروز زیرساخت‌های اقتصادی، فرهنگی و سیاسی لازم برای استقبال از این مشارکت‌طلبی مهیاست؟ درصورتی‌که پاسخ این پرسش منفی باشد، این شکاف، میان مطالبات و واقعیات زندگی چه پیامدهایی می‌تواند در پی داشته باشد؟ از آنجا که متولی اصلی سیاستگذاری و برنامه‌ریزی در کشور دولت و حاکمیت است، آیا این شکاف تقابل میان ملت و حاکمیت را دوچندان خواهد کرد؟ نتیجه این تشدید شکاف چگونه و در چه مواقعی و در چه شرایطی و با چه ابعادی خود را نمایان خواهد ساخت؟ آیا برای پرکردن این شکاف تدبیری اندیشیده شده است؟ ازسوی دیگر برای کاستن از رنج و درد مردمی که ثمرات کمتری از توسعه به آنان رسیده تدابیر مناسب و راهکارهای کارشناسانه اندیشیده شده است؟

شواهد فوق نشان می‌دهد جامعه امروز ایران و بویژه استان‌های ۴ گانه مورد بررسی این مقاله در صورت استمرار بی‌مبالاتی‌ها و ندانم‌کاری‌ها با مشکلات و مسائل نوینی دست به گریبان خواهد بود. باید برای جلب مشارکت ایرانیان و بویژه مردم کرد، رویکردهای نوینی را با تمرکز بر مشارکت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی این مردم آزمود. راه‌های طی شده نتوانسته بر مشکلات فائق آید، اینک زمان بازآزمایی روش‌های منسوخ پیشین نیست و باید طرحی نو در افکند.

پی‌نوشت:

۱ـ حدود نیمی از مردم این استان کرد و نیمی دیگر آذری هستند که به زبان ترکی سخن می‌گویند.

۲ـ بخش دیگری از مردم کرد در نقاط دیگر ایران مستقرند. در مقاله حاضر تنها وضعیت استان‌های ۴ گانه غربی کشور مورد نظر است.

۳ـ گروهی از پژوهشگران، لکی را زیرمجموعه زبان‌های لری می‌دانند و گروهی دیگر هویتی مستقل از کردی و لری برای لکی قائلند.

۴ـ با احتساب مناطق آذری‌نشین، امکان کم‌کردن این حوزه میسر نبود.

۵ـ با جمعیتی شامل کردها، آذری‌ها و گروهی از اقلیت‌های قومی و مذهبی چون آشوری‌ها، ارمنی‌ها و زرتشتی‌ها.

۶ـ تمامی داده‌های آماری این مقاله از کتاب سالنامه آماری کشور در سال ۱۳۸۷ منشتر شده. در سال ۱۳۸۸ و نیز سالنامه‌های آماری استان‌های کرمانشاه، آذربایجان غربی، کردستان و ایلام و نتایج سرشماری ۱۳۸۵ نفوس و مسکن کشور اخذ شده است.

۷ـ درباره وضعیت شاخص‌های توسعه در مناطق کردنشین ترکیه، گزارشی در حال تدوین است که در صورت امکان در آینده‌ای نزدیک منتشر می‌شود.

*پژوهشگر مطالعات قومی در ایران

منبع: دو ماهنامه «چشم انداز ایران»، شماره ۶۶، اسفند ماه ۱۳۸۹ – فروردین ۱۳۹۰

(اختیاری)     (اختیاری)