سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

شعر / دیده‌ام من که ماه می‌روید

چکیده :دیده ام من که دیو می‌شکند، مثل یک شیشه‌ی ترک خورده، زیر پای سکوت می‌ریزد ......


صدیقه وسمقی

دیده آیا کسی که چوبه ی دار،
چوبه ی خشک دار گردد سبز؟!
دیده ام من قسم بر آن سر سبز
چوبه ها چون چنار گردد سبز
*
دیده آیا کسی که در شب تار
سبز گردد ز چوبه ی داری،
آفتابی، ستاره ای، ماهی؟
دیده ام من قسم به او، آری!
*
دیده ام من که ماه می روید
آفتاب و ستاره می روید
هر کجا ریخت خون پاک شهید،
لاله از سنگ خاره می روید
*
دیده ام من که دیو می شکند
مثل یک شیشه ی ترک خورده
زیر پای سکوت می ریزد
دیو بی رحم، زرد و پژمرده
*
دیده ام من بنفشه می روید
در دل برف، در دل سرما
یعنی ای دوستان سبز اندیش!
شد بهاران ز گرد ره پیدا

نقل از: جرس

  • ۱۳۹۰/۰۱/۱۴ ۸:۵۸ ق.ظ | پاسخ

    خواب دیده ام که تو آغاز میشوی/بنیانگذار سلسله پرواز میشوی

    با همین امید تو این خاک نفس میکشیم. تا بهاری سبز ایستاده ایم

    • ۱۳۹۰/۰۱/۱۴ ۵:۵۴ ب.ظ | پاسخ

      حرف زدن از اعدام در شعر؟ من فکر می کنم زشت است و نهایتاً روش های حکومت را در ایجاد ترس ادامه می دهد.

      • ۱۳۹۰/۰۱/۱۴ ۹:۵۸ ب.ظ | پاسخ

        همگیمون برای رهایی از ظلم باید از خونهایمون مایهه بگذاریم

        • ۱۳۹۰/۰۱/۱۵ ۱:۴۱ ب.ظ | پاسخ

          با سلام – چون لینک تماستون کار نمی کرد از این پست استفاده کردم
          سروده اخیرم تقدیم به همه زادگان ایران

          اللهم عجل . . .
          وقتی که نسل آدمیان سبز می‏شود حتی خدا، امام زمان، سبز می‏شود
          دشمن دوباره توطئه کرده برای ما این فتنه‏های “سبز نشان” سبز می‏شود
          میعادگاه عشق که یک‏بار سبز شد اینبار هم شبیه همان سبز می‏شود
          قسمت نشد “بهار”، زمین سرخ سرخ بود شاید دوباره ” فصل خزان”، سبز می‏شود
          تکرار تلخ “قصه سهراب” باز هم اینجا “برای مرگ”، جوان سبز می‏شود
          هرلاله‏ای که یکسره در خون کشیده شد “صدها هزار لاله” از آن سبز می‏شود
          “مهر سکوت” خورده به لب‏های عشقان اندیشه و خیال و گمان سبز می‏شود
          با این که واژه‏ها همه تلخ و سیاه شد احساس می کنم که بیان سبز می‏شود
          در قصه‏‏ ‏ای که غیر خدا هیچکس نبود شیطان،همیشه نعره‎زنان سبز می‏شود
          با رمز “یاحسین!” از این شب عبور کن نزدیک صبح؛ رنگ جهان سبز می‏شود

          به امید پیروزی

          • ۱۳۹۰/۰۱/۱۶ ۱۲:۵۰ ب.ظ | پاسخ

            سلام بر تو و روح لطیف تو
            مضمون شعرت عالی بود، پر از امید.امیدوارم بهار واقعی با ظهور حضرتش هر جه زودتر در دلها شکوفه ی آزادی دهد.

            • ۱۳۹۰/۰۱/۱۶ ۵:۲۴ ب.ظ | پاسخ

              تقدیم به همه آزادیخواهان ایران سربلند

              اللهم عجل . . .

              وقتی که نسل آدمیان سبز می‏شود حتی خدا، امام زمان، سبز می‏شود
              دشمن دوباره توطئه کرده برای ما این فتنه‏های “سبز نشان” سبز می‏شود
              میعادگاه عشق که یک‏بار سبز شد اینبار هم شبیه همان سبز می‏شود
              قسمت نشد “بهار”، زمین سرخ سرخ بود شاید دوباره ” فصل خزان”، سبز می‏شود
              تکرار تلخ “قصه سهراب” باز هم اینجا “برای مرگ”، جوان سبز می‏شود
              هرلاله‏ای که یکسره در خون کشیده شد “صدها هزار لاله” از آن سبز می‏شود
              “مهر سکوت” خورده به لب‏های عشقان اندیشه و خیال و گمان سبز می‏شود
              با این که واژه‏ها همه تلخ و سیاه شد احساس می کنم که بیان سبز می‏شود
              در قصه‏ای که غیر خدا هیچکس نبود شیطان،همیشه نعره‎زنان سبز می‏شود
              با رمز “یاحسین!” از این شب عبور کن نزدیک صبح؛ رنگ جهان سبز می‏شود

              • ۱۳۹۰/۰۱/۱۸ ۱۲:۴۰ ب.ظ | پاسخ

                سبزه بر سفره هفت سین جا نداشت
                چون که گویند جرم است
                چون که این سبزه اگر رشد کند
                خار و خاشاک شود در چشمی
                ولی من مرتکب جرم شدم و در این سفره کوچک
                سبزه ای آوردم
                که گمانم می شود سروی بلند ، می رود تا بیتی
                و همچون قاصدکی در باران می گوید از قلبم ( آدمک۱۱ )

                • ۱۳۹۰/۰۱/۲۳ ۱۰:۲۳ ق.ظ | پاسخ

                  وطن یعنی دویدن در پی نان
                  وطن یعنی کمک کردن به لبنان
                  وطن یعنی عرب را چاق کردن
                  معلم های خود را داغ کردن
                  وطن یعنی صف نون و صف شیر
                  وطن یعنی همش درگیر و درگیر
                  وطن یعنی همین بنزین همین نفت
                  همین نفتی که توی سفره ها رفت
                  وطن یعنی پذیرای از افغان
                  وطن یعنی سفر استان به استان !
                  وطن یعنی همین ایینه دق
                  وطن یعنی خلایق هرچه لایق !!!!!

                  • ۱۳۹۰/۰۱/۲۳ ۱۱:۰۳ ق.ظ | پاسخ

                    آفرین.زیبا بود و فخیم.

                    (اختیاری)     (اختیاری)