سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

کارنامه سیاست خارجی در سال ۸۹

چکیده :به شخصه بر این باورم که هنر بزرگ وزیر خارجه در این شرایط ویژه جهان باید بیان واقعیتهای حاکم بر روابط خارجی کشور، گزارش شجاعانه آن به رهبری و دیگر مسولان رده اول کشور و تلاش مجدانه برای اصلاح راه ناصوابی باشد که کشور با مدیریت ماجراجویانه آقای احمدی نژاد طی پنج سال اخیر پیموده است....


جاوید قربان اوغلی

سیاست خارجی کشور در سال ۱۳۸۹، فراز و نشیب های زیادی را پشت سر گذاشت و با ناکامی ها و شکست های عدیده در بسیاری از عرصه ها و البته توفیق در برخی صحنه ها روبرو بود. در این مقاله تلاش خواهم کرد نگاهی اجمالی به کارنامه سیاست خارجی ایران در سال گذشته داشته باشم. ناگفته پیداست وقتی از سیاست خارجی یک کشور سخن می گوییم،‌ مقصود عملکرد کلیه دست اندرکاران این حوزه است و نه الزاما وزارت امور خارجه؛ هرچند که بر اساس قانون دستگاه وزارت امور خارجه مجری دیپلماسی کشور و به طور طبیعی در مقابل مجلس پاسخگو است.

۱) تغییر سکانداری سیاست خارجی

اغراق آمیز نیست اگر تغییر مدیریت وزارت امور خارجه و سکانداری دستگاه دیپلماسی کشور را مهم ترین رویداد در عرصه سیاست خارجی ایران در سال گذشته عنوان گردد.

روز دوشنبه ۲۲ آذر ۱۳۸۹،‌ در حالی که منوچهر متکی وزیر خارجه وقت کشورمان برای تسلیم پیام آقای احمدی ن‍‍ژاد به عبدالله واد، ‌رئیس جمهور سنگال، ‌در داکار به سر می برد، سایت رسمی ریاست جمهوری خبر عزل وزیر خارجه را منتشر کرد. احمدی نژاد همزمان طی حکمی دکتر علی اکبر صالحی را به سرپرستی وزارت خارجه منصوب کرد.

احمدی ن‍ژاد با عزل متکی به ۵ سال روابط پر تنش خود با کسی که از اول هم انتخاب او برای پست وزارت خارجه نبود،‌ پایان داد؛ ولی آنچه که همه مسئولین کشور و حتی افراد عادی را هم شگفت زده کرد نه عزل متکی بلکه روش این کار بود که با هیچیک از معیارهای اخلاق حرفه ای سازگاری نداشت و همین موضوع بود که واکنش های بسیار تندی را در مجلس و دستگاههای اجرایی کشور در پی داشت و به یکی از مهم ترین رویدادهای سیاسی و سو‍ژه های خبری در رسانه های داخلی و خارجی تبدیل شد.

شایعه برکناری متکی از مدتها قبل مطرح بود و حتی گمانه زنی ها درباره جانشین احتمالی او در محافل سیاسی و رسانه ای مطرح شده بود ولی به نظر می رسد واکنش تند او به اظهارات حمید بقایی، مشاور دیپلماتیک احمدی نژاد در امور آسیا باعث شلیک تیر خلاص ‌آقای احمدی نژاد به او بود؛ تا دیگر وزرا و مسئولین اجرایی درس عبرت گرفته و بدانند برای مخالفت با تصمیم رئیس دولت باید چه هزینه ای را بپردازند.

اگر در کارنامه ۵ ساله متکی در مدیریت سیاست خارجی فقط یک نقطه روشن وجود داشته باشد همین واکنش تند او به اظهارات نسنجیده حمید بقایی بود.متکی در پاسخ به اظهارات بقایی در خصوص انتصاب دو نماینده ویژه جدید گفته بود:‌«مشخص نیست آقای بقایی بر اساس کدام مسئولیت و از چه جایگاهی این گونه سحنان نسنجیده را بیان می کند در حالی که هنوز آثار منفی اظهارات اخیر ایشان که موجب بروز مشکل در روابط خارجی شد از بین نرفته است. نباید هزینده اداره کشور را در اداره روابط خارحی با سخنان ناپخته بالا برد.»

متکی پس از ۵ سال وزارت امور خارجه را در شرایطی ترک کرد که روابط خارجی کشور در بدترین شکل ممکن با کشورهای جهان اعم از اروپا و آسیا و حتی همسایگان قرار داشت. در مسئله هسته ای که شاید بتوان آن را مهم ترین چالش سیاست خارجی کشور طی ۸ سال گذشته نامید،ارجاع این پرونده به شورای امنیت سازمان ملل و صدور ۵ قطعنامه و تحریم های فلج کننده دستاورد سیاست خارجی دوران متکی بود؛ هرچند چنانچه همه می دانند متکی ابزار اجرای سیاست هایی بود که احمدی نژاد به او دیکته می کرد و از این جهت نمی توان همه ناکامی های سیاست خارجی را متوجه وزیر معزول دانست

پرداختن به جزئیات عزل متکی ،بازتابها و تاثیرات آن در روابط خارجی کشور نیازمند مقاله ای جداگانه است. اجازه دهید این قسمت را با قسمتی از مقاله مندرج در روزنامه گاردین در عزل متکی و انتصاب صالحی به پایان برم:

طی کلنجارهای متکی و احمدی نژاد وزارت امور خارجه به صورت فزاینده ای تبدیل به “پوسته ای تهی” شده بود که در تصمیمات کلان نادیده گرفته می شود و با پرونده هسته ای بی ارتباط بود.

عدم تمایل احمدی نژاد به همکاری با متکی که اظهر من الشمس بود از یکسو و چسبندگی غیر قابل توصیف متکی به این پست و حمایت برخی از افراد و جناح های سیاسی داخلی از وی باعث شده بود که وزارت خارجه کاملا از حیز انتقاع خارج و همانطور که گاردین توصیف کرده این وزارت خانه را به« پوسته میان تهی» در عرصه تصمیمات سیات خارجی تبدیل کرده بود.تنها مسئله هسته ای نبود که وزارت خارجه در آن نقشی کاملا حاشیه ای و تشریفاتی داشت؛بلکه عراق، افغانستان، آمریکا و حتی با انتصاب نمایندگان ویژه از سوی احمدی نژاد، کشورهای عربی و آمریکای لاتین نیز از حیطه تصمیم گیری های وزارت خارجه خارج و به مراکز دیگری منتقل شده بود .این واگذاری مسولیتها ،شرح وظایف و تصمیم گیری در باره موضوعاتی که صرفا در عهده وزیر و وزارت خارجه است باعث سرخوردگی و تحقیر مدیران و پرسنل این وزارت خانه حرفه ای و تخصصی و تبدیل آنان به تدارکاتچی آن مراکز شده بودند.

نقطه اوج این اختلافات در تعیین چند نماینده ویژه برای مناطق مختلف جهان (یا در واقع وزاری خارجه در سایه احمدی نژاد) صورت گرفت که علی رغم نهیب نهادهای عالی تر و مجلس،احمدی نژاد با یک عقب نشینی تاکتیکی،نهایتا این نمایندگان وی‍ژه را به مشاورانی با همان اختیارات تغییر عنوان داد. متکی با تصورحمایت آن افراد و نهادها با اعتراض به حمید بقایی‌ (یکی از نمایندگان ویژه و از افراد مورد اعتماد احمدی نژاد) عزل خود را با دست خود رقم زد.

نکته مهم سال آخر مدیریت متکی بر وزارت خارجه این بود که دیگر مشخص نبود فرماندهی و سکاندرای سیاست خارجی دست کیست و مجریان چه کسانی هستند؟‌

۲) چالش های پرونده هسته ای

مسئله هسته ای به عنوان مهمترین چالش سیاست خارجی کشور در سال گذشته، به بدترین وضعیت خود رسید.

۱-۲) در مورد تحولات پرونده هسته ای و رویدادهای سال گذشته آن به طور اجمال به موارد ذیل می توان اشاره کرد:

• تصویب قطعنامه ۱۹۲۹ درخرداد ماه از طرف شورای امنیت سازمان ملل متحد و تشدید تحریم های جهانی علیه ایران

• ناکامی در پیشبرد طرح مبادله سوخت که ابتکاری از سوی ایران برای تامین سوخت راکتور تهران بود.

• پیوستن روسیه و چین به اجماع جهانی وتغییر آشکار موضع این دو کشور که باید آن را تحولی بسیار مهم در پرونده هسته ای ایران ارزیابی کرد.

• گزارشهای منفی آمانو مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی و تاکید بر عدم همکاری ایران با آژانس برای اثبات صلح آمیز بودن فعالیت های هسته ای خود.به یقیین گزارشات آقای آمانو نقش شورای امنیت را در پرونده هسته ای ایران پررنگتر خواهد کرد. بخصوص این که آمانو تصریح کرده است که ایران از اجرای قطعنامه های شورای امنیت امتناع می کند.

۲-۲) برگزاری اجلاس تهران با حضور نخست وزیر ترکیه و رئیس جمهور برزیل و صدور بیانیه تهران از دیگر تحولات پرونده هسته ای کشورمان بود که ایران آن را موفقیتی برای مسئله هسته ای اعلام کرد. در ارزیابی این که اجلاس و بیانیه تهران توفیقی برای مسئله هسته ای ایران بود یا خیر اجماعی وجود ندارد و بسیاری ورود دو کشور ترکیه و برزیل به پرونده هسته ای ایران را اقدامی انفعالی که نهایتا به ضرر کشور خواهد بود می دانند.

به فاصله چند روز از بیانیه تهران و در حالی که هنوز امضاء های این بیانیه خشک نشده بود قطنامه ۱۹۲۹ شورای امنیت با ۱۲ رای موافق، دو رای مخالف (ترکیه و برزیل) و یک رای ممتنع (لبنان) به تصویب رسید. نکته مهم این بود که علاوه بر پنج عضو دائم شورای امینت ۷ کشور دیگر (سه کشور آفریقایی نیجریه، گابن و اوگاندا به همراه ژاپن، اتریش، مکزیک و بوسنی هرزگوین) که تعدادی از این از آنها از اعضای نهضت عدم تعهد و برخی دیگر در ظاهر از دوستان ایران هستند، از این قطعنامه حمایت کردند. واضح است که آرای ترکیه و برزیل در مخالفت با قطعنامه به دلیل حضور آنان در تهران و امضای بیانیه تهران بود و دیری نپایید که هر دو کشور با صدور بیانیه هایی سازمان ملل متحد را تنها مرجع رسیدگی به پرونده هسته ای ایران اعلام کردند.

به نظر می رسد اگر اجلاس تهران برنده ای داشت ترکیه و برزیل بودند که امتیازات خود را از غرب گرفته و نهایتا ایران را با پرونده های سنگین تنها گذاشتند.کما اینکه اجلاس بعدی ‌ که با اصرار تهران در ۳۰ دی ماه واول بهمن در استانبول برگزارشد نتیجه ای دربر نداشت و به دلیل عدم دستیابی به حداقل توافقات،سعید جلیلی و کاترین اشتون حتی از مصاحبه معمول مطبوعاتی در پایان اجلاس نیز خودداری کردند.

۳) ناکامی در سیاست آفریقایی

از آغاز کار دولت نهم در سال ۱۳۸۴ سیاست خارجی کشور به نحو ملموسی به سمت آمریکای لاتین و آفریقا متمایل شد. اینکه عدم اقبال آمریکا و اروپا و دیگر قطب های قدرت در جهان به دولت نهم انگیزه این رویکرد بود و یا این اقدام انتخاب آگاهانه ای از سوی دست اندرکاران سیاست خارجی به عنوان راهبردی جدید در این عرصه محسوب می شد شاید چندان مهم نباشد.نگاهی به مانورها و سخنان پر طمطراق دست اندرکاران سیاست خارجی در سطوح مختلف نمایانگر انگیزه احمدی نژاد و به تبع او وزات خارجه در اتخاذ این رویکرد به عنوان راهبردی استراتژیک در حوزه روابط خارجی کشور است.

فارغ از ارزیابی منافع ملی در این رویکرد و بررسی هزینه- فایده در این راهبرد، می توان گفت که ایران در پیشبرد این راهبرد در سالهای آغازین با توفیقاتی روبرو شد. یک دلیل این توفیق را می توان روی کار آمدن دولتهای چپ گرا در آمریکای لاتین دانست که به دلیل حمایت کوبا به عنوان قطب قدرت چپ و ونزوئلا به عنوان قطب ثروت در آمریکای لاتین در روی کار آمدن این دولتها دخیل بودند.

سفر احمدی نژاد به برزیل به عنوان مهم ترین قدرت سیاسی و اقتصادی در جنوب آمریکا در سال گذشته و نزدیکی این کشور به ایران از دستاوردهای سیاست خارجی دولت در سال گذشته بود.هرچند که با پایان دوران ریاست جمهوری لولا داسیلوا گویا ماه عسل روابط دو کشور نیز به پایان رسید.خانم روسف رییس جمهور جدید برزیل علیرغم اینکه از شاگردان مکتب داسیلواست پس از بدست گرفتن قدرت در نشست اخیر شورای حقوق بشر در ژنو به قطعنامه و تعیین نماینده ویژه ای برای بررسی وضعیت حقوق بشر در ایران رای مثبت داد.این اقدام در شرایطی صورت می گیرد که ایران در حال حاضر و بخاطر رویکرد دولت احمدی نژاد یکی از سه شریک بزرگ تجاری برزیل در خاورمیانه است.

برخلاف وضعیت نسبتا خوب روابط با آمریکای لاتین، سال ۱۳۸۹ بدترین سال برای سیاست خارجی دولت در قاره آفریقا بود. در آبان ماه سال گذشته کشف ۱۳ کانتینر اسلحه ایران که ظاهرا به مقصد گامبیا بارگیری شده بود به چالش بزرگی در سیاست آفریقایی ایران تبدیل شد. نیجریه با توقیف این محموله و گزارش آن به شورای امنیت، ایران به عنوان ناقض قطعنامه ۱۷۳۷،‌ که در فروش هرگونه تسلیحات از سوی ایران را ممنوع کرده است، مطرح شد. سفر متکی به ابوجا برای حل و فصل این مسئله با ناکامی روبرو شد و به دلیل طرح رسمی بانجول (گامبیا) به عنوان مقصد نهایی این محموله ،این کشور روابط خود را با ایران قطع کرد. متکی ظاهرا نمی دانست که اعلام گامبیا به عنوان مقصد نهایی این محموله، این کشور را رودروی شورای امنیت قرار خواهد داد.موضوعی که بانجول برای پرهیز از آن ترجیح داد روابط خود را با ایران قطع کند تا در معرض اتهام نقض تحریمهای سازمان ملل قرار نگیرد.

متکی ظاهرا از این نکته نیز غافل بود که حتی در صورت قبول این ادعا از سوی گامبیا، به دلیل شرایط جغرافیایی این کشور( که محصور در سنگال است) روابط ایران با داکار تحت تاثیر قرار خواهد گرفت. طرفه این که سرنوشت متکی در سفر به سنگال برای حل و فصل این مشکل رقم خورد و از سمت خود عزل شد. وزارت خارجه سنگال با صدور بیانیه ای اعلام کرد” با توجه به اصل نیاز به صلح و امنیت که باید با معیار اصلی در روابط میان کشورها باشد و نارضایتی از توضیحات طرف ایرانی در این ما جرا سنگال تصمیم گرفته است که سفیر خود را در ایران برای مشاوره به داکار فرا خواند”. این بیانیه در شرایطی صادر شد که دولت سنگال عزل وزیر خارجه در حین ماموریت به این کشور را اقدامی توهین آمیز به خود تلقی کرده بود.

علی اکبرصالحی، جانشین متکی، در اولین سفر رسمی خود پس از انتصاب به سرپرستی وزارت خارجه به سنگال رفت تا با حل و فصل این بحران شروع خوبی را در مسئولیت جدید رقم زند. بازگشت سفیر سنگال به تهران نتیجه این ماموریت دیپلماتیک و موفقیتی برای صالحی بود. ولی دیری نپایید که با کشته شدن سه سرباز سنگالی در منطقه کازامانس در جنوب این کشور دولت سنگال به اتهام دخالت تسلیحات ایرانی در کشته شدن این سربازان در منطقه جدایی طلب کازامانس روابط سیاسی خود را به طور کامل با ایران قطع کرد، تا مصداقی دیگر برای ناکامی های سیاست آفریقایی دولت احمدی نژاد باشد.

۴) انجماد روابط با اروپا

احمدی نژاد از زمان انتخاب در سال ۱۳۸۴ سفرهای بسیاری را به کشورهای جهان انجام داده است. شاید تعداد این سفرها مجموعا بیشتر از مجموع سفرهای سه رئیس جمهور قبل از ایشان باشد. با این وجود اروپا و دیگر کشورهای بزرگ مانند ژاپن، چین و روسیه حلقه مفقوده در این سفرها بوده است. سفر سال گذشته ایشان به چین برای شرکت در نمایشگاه جهانی اکسپو ۲۰۱۰ با استقبال بسیار سرد مقامات این کشور روبرو شد .گفته می شود مقام استقبال کننده در چین از رئیس جمهور ایران در سطحی بود که حتی خبرگزاری رسمی و رسانه ملی نیز از ذکر آن پرهیز کرد.

روابط ایران با اروپا به دلیل مسئله هسته ای، قطعنامه های شورای امینت، مسئله حقوق بشر و از همه مهم تر ادبیات غیر متعارف و شخصیت جنجالی رئیس جمهور ایران همچنان در حال انجماد باقی ماند و دستاوردی که در دوره اصلاحات در رابطه با اروپا داشتیم همه بر باد رفت. لحن اروپا نسبت به تهران در سال گذشته بسیار تند تر شد و نام مقامات ایرانی بیشتری در لیست تحریم ها قرار گرفت. مضافا اینکه اروپا در اعمال تحریم های شورای امنیت سازمان ملل متحد بر آمریکا پیشی گرفت و نفت و گاز ایران را نیز که در لیست تحریم های سازمان ملل قرار نداشت در برنامه کاری خود قرار داد.

در رابطه با آمریکا علیرغم سفرهای متعدد او به نیویورک که از زمان روی کار آمدن در سال ۱۳۸۴،‌ بلاانقطاع در مجمع عمومی سازمان ملل متحد حضور یافته است، اشتیاق احمدی نژاد به ملاقات با اوباما با سردی مقامات آمریکایی و اوباما روبرو شد. احمدی نژاد در یک بدعت آشکار به هنگام پیروزی اوباما در انتخابات ریاست جمهور نامه تبریکی به وی ارسال کرد که هرگز پاسخی دریافت نکرد. پیام نوروزی سال اوباما خطاب به ملت ایران در مقایسه با پیام های مشابه در سالهای قبل بسیار تند و لحنی گزنده داشت که باید آن را در چارچوب حوادث و رویدادهای داخلی ایران پس از انتخابات ارزیابی کرد.

عدم درک درست از مناسبات خارجی و اتخاذ ادبیات نامتعارف در دیپلماسی جهانی از سوی احمدی نژاد باعث شد که حتی دستاوردهای ایران در سیاست افغانستان و عراق در رابطه با آمریکا نیز به فاکتورهایی منفی مبدل گردد.

۵) روابط با همسایگان

وضعیت روابط با همسایگان جنوبی در سال گذشته به دلایل مختلف رو به وخامت گذاشت.احمدی نژاد طی پنج سال گذشته چندین بار به بهانه های مختلف به عربستان سفر کرد ولی هیچیک از این سفرها با بازدید متقابلی از سوی ملک عبدالله روبرو نشد.اگر قطر و عمان را که وضعیتی کاملا متفاوت با دیگر کشورهای حوزه شورای همکاری دارند مستثنی کنیم ،روابط ایران پنج کشور دیگر این منطقه(با احتساب یمن) سیری نزولی داشت.

سیاست خارجی ایران در انتفاضه های مردمی که از تونس آغاز شد و در ادامه به مصر سرایت کرده و سرنگونی حسنی مبارک را در پی داشت ، با نوعی سردرگمی و دستپاچگی روبرو شد.گویی ایران هیچ برنامه ای برای تنظیم سیاستها و اتخاذ مواضع سیاسی که متضمن منافع کشور باشد ،نداشت .رویدادهای بحرین و دخالت نظامی عربستان در این کشور واکنش تند ایران را در پی داشت.بدنبال دخالت نظامی عربستان در تحولات داخلی بحرین و اعزام نیرو به این کشور برای سرکوب قیام مردم ،دکتر صالحی در یک موضع گیری غیر مترقبه اعلام کرد:”ایران در برابر هر گونه اقدامی از سوی عربستان برای کشتار شیعیان بحرین دست بسته و صرفا تماشاچی نخواهد ماند”. موضع گیریهای ناپخته که صرفا برای مصارف داخلی است از ویژگیهای احمدی نژاد است ولی از وزیر جدید خارجه انتظار می رود که با درایت و پختگی بیشتری سخن بگوید. به جرات می توان گفت که روابط کشورمان با حوزه خلیج فارس در وخیم ترین شرایط خود قرار دارد که از زمان پیروزی انقلاب اسلامی در سی ودو سال قبل(وحتی زمان حنگ تحمیلی )بی سابقه بوده است. پیش بینی می شود درصورت ادامه این وضعیت و عدم مدیریت آن ازسوی ایران شاهد جبهه گیری علنی تری از سوی شورای همکاری خلیج فارس علیه کشورمان باشیم. امری که در ادامه می تواند رویدادهای نا گورای را در خلیج فارس دامن زند.

علاوه بر این ،ایران با پارادوکسی در تحولات خاورمیانه و شمال آفریقا روبروست. از یک سو این قیام ها را متاثر و ملهم از انقلاب اسلامی خود می داند و در چارچوب شعارهای انقلاب با قیام های مردم منطقه همراهی می کند و حتی در برخی مواقع کاتولیک تر از پاپ شده و در حالی که ملت های تونس مصر قیام خود برای رهایی از دیکتاتوری و بدون وابستگی به ایدئولوری می خوانند، ایران اصرار دارد که این قیام ها را بیداری اسلامی نامیده و خود را موظف به حمایت از آن می داند.

وجه دیگر این پارادکس مقایسه وضعیت داخلی ایران و برخورد حکومت با معترضان و مواضع ایران در حمایت از خیزش مردم و دعوت دولت ها به شنیدن و اجابت مطالبات مردم است.از نظر تحلیلگران مقامات ایرانی خود در قبال معترضان به نتایج انتخابات سیاست خشنی را در پیش گرفتند که نتیجه آن سرکوب تظاهرات و زندانی کردن تعداد قابل توجهی از معترضان و رهبران آنان بود. برخی از کشورهای جهان از ایران انتقاد کرده و بر این امر تاکید کرده اند که اگر ایران در موضع خود نسبت به حمایت از قیام مردم مصر و تونس پایبند است باید به مردم خود نیز این حق را بدهد که از حقوقی که مردم قاهره در زمان قیام علیه مبارک از آن برخوردارند و می توانستند به صورت مسالمت آمیز تظاهرات کنند، برخوردار گردد.

در عراق، پس از ۸ ماه چالش، نهایتا مالکی توانست اداره کشور را برای یک دوره چهارساله دیگر در دست گیرد. از یک منظر این رویداد،توفیقی برای سیاست خارجی ایران در عراق بود ولی باید در نظر داشت که مالکی وارد ائتلاف شکننده ای شده که هر زمان ممکن است در معرض مخاطره قرار گیرد. هنر دیپلماسی ایران باید استفاده از فرصت حضور مالکی و نیاز او به ادامه ائتلاف با شیعیان و اکراد، برقراری روابطی با ثبات با همسایه غربی خود به خصوص در رابطه با قرار داد ۱۹۷۵ و مسائل مرزی متمرکز گردد.

وضع مخاطره آمیز افغانستان و تظاهرات در مقابل سفارت ایران و به آتش کشیدن نمادهای ملی و اسلامی ما از سوی مردمی که سالها در روزگار سختی ها میهمان سفره ملت ایران بودند، باید به عنوان یک زنگ خطر برای ما تلقی گردد. واقعیت این است که از زمان کنار رفتن دولت اصلاحات ما هنوز نتوانسته ایم به دلیل ناکارآمدی مدیدریت روابط خارجی روابط بی مسئله و نیرومندی را با افغانستان برقرار کنیم و بلکه دوستان خود را نیز در این کشور نسبت به خود مسئله دار کرده ایم.

در قسمت شمالی توازن روابط ایران با آذربایجان و ارمنستان به نفع دومی به هم خورده است. این امر که موجب انتقاد باکو است و می تواند در درازمدت مشکلاتی را برای ما در استانهای آذری زبان فراهم سازد. واقعیت این است که ارامنه علیرغم تاکید بر دوستی با ایران، به طور طبیعی هم پیمان غرب و دولتهای مسیحی هستند. متاسفانه سفر آقای احمدی نژاد به باکو در سال ۱۳۸۹ نیز نتوانست مرهمی بر زخم های روابط دو کشور بگذارد.

در مرزهای شمال شرقی ترکمنستان در سیاست انرژی و صادرات گاز رفتار کاسبکارانه ای که متناسب با حسن همجواری نیست، با ایران داشت و علیرغم اعزام چندین هیئت دیپلماتیک،‌این کشور همچنان مترصد استفاده از فرصت برای فشاربه ایران در قیمت گاز صادراتی است.

۶) روابط چند جانبه، نقطه اوج ناکامیهای سیاسی

شاید بتوان اوج ناکامی های سیاست خارجی کشور در سال را در عرصه روابط چند جانبه و سازمانهای بین المللی مشاهده کرد. سال گذشته ایران در فاصله کمتر از دو ماه با چند شکست و ناکامی در عرصه بین المللی مواجه شد:

• در جریان رای گیری برای وضعیت حقوق بشر در ایران، قطعنامه پیشنهادی کانادا با ۸۰ رای موافق و ۴۴ رای مخالف در کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل متحد به تصویب رسید. این رقم بیشترین اختلاف بین آرای موافق و مخالف در رای گیری برای قطعنامه پیشنهادی کانادا به وضعیت حقوق بشر در ایران طی ۵ سال گذشته بود.

• در اوایل سال جدید (۲۴ آوریل) شورای حقوق بشر در ژنو با صدور قطعنامه ای ضمن محکومیت ایران برای اولین بار طی ۹ سال گذشته، نماینده ویژه ای را برای بررسی وضعیت حقوق بشر در ایران تعیین نمود. این اقدام شکستی آشکار برای سیاست خارجی کشور در عرصه بین المللی است و در حالی که دولت اصلاحات توانسته بود با بهبود شرایط داخلی و اعتمادسازی با کشورهای غربی جهان را به قطع مونیتورینگ وضعیت حقوق بشر در ایران متقاعد کرده و رسما به آن پایان دهد، با تصویب این قطعنامه و تعیین گزارشگر ویژه، بار دیگر به وضعیت ۱۰ سال قبل بازگشتیم. واضح است بر خلاف گفته آقای بروجردی رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، در صورت عدم بر خورد مناسب ایران با نماینده ویژه و عدم همکاری با او،‌ موضوع به شورای امنیت گزارش شده و مشکلات دیگری بر مشکلات کنونی اضافه خواهد شد.

• در آبان ماه سال گذشته ایران در کسب کرسی در هیات اجرایی زنان سازمان ملل متحد ناکام ماند و در حالی که قرار بود ایران در قالب سهمیه ۱۰ کشور حوزه آسیا، یکی از این کرسیها را تصاحب کند،امریکا و برخی کشورهای غربی با تشویق کشور تازه تاسیس تیمور شرقی به رقابت در مقابل ایران، ما را در کسب این کرسی ناکام گذاشتند.ناگفته پیداست شکست در برابر کشوری با کمتر از یک میلیون جمعیت که کمتر از ۸ سال از تاسیس آن می گذرد وهیچ جایگاهی در جهان و قاره آسیا ندارد سرافکندگی بزرگی برای کشوری همچون ایران بود که از تاریخی چند هزار ساله و تمدنی بزرگ و تاثیر گذار برخور دار است. دراین رای گیری، تیمور شرقی با کسب ۳۶ رای در مقابل ۱۹ رای ایران، توانست کشوری که رئیس جمهورش مدعی مدیریت جهان است را شکست دهد.

• لغو برگزاری همایش بین المللی روز جهانی فلسفه در ایران از سوی یونسکو از رویدادها و ناکامی های ناگوار دولت در عرصه سیاست بین المللی بود. یونسکو که بارها رسانه های کشور از آن با عنوان «سازمان معتبر جهان» یاد کرده بودند با صدور اطلاعیه ای اعلام کرد که به دلیل عدم احراز شرایط لازم برای «سازماندهی یک همایش مورد قبول سازمان ملل» حمایت خود را از برگزاری همایش بین المللی فلسفه در ایران پس می گیرد.

• واقعه نمایش نام مجعول خلیج فارس در مراسم افتتاحیه بازیهای آسیای گوانگجو در چین در مقابل چشمان مسئولین درجه اول ورزش کشور از رویدادهای تلخ در عرصه بین الملل بود. جالب این است در حالی که ورزشکاران ایران در تبعیت از سیاست رسمی کشور، به دلیل خوداری از رویارویی با ورزشکاران ر‍ژیم صهیونیستی که سیاست رسمی کشور است،از مدال های زرین و یا قرار گرفتن در سکوی قهرمانی باز می مانند،علی آبادی و سعید لو بدون اعتنا به این توهین آشکار به کشور، همچنان در جای خود در قسمت مقامات جهان نشستند و در مقابل نقض تمامیت ارضی کشورمان دم فرو بستند.مهمتر اینکه تنها بدلیل مناقشات سیاسی جناحی، مقامات بالای کشورو احمدی نژاد که بر اساس قانون اساسی حافظ تمامیت ارضی کشوراست به سادگی از این مساله گذشته و به سخنان منتقدان نیز وقعی ننهادند .

۷) دوران صالحی…

پس از انتصاب دکتر صالحی به عنوان سرپرست وزارت امور خارجه، روزنامه گاردین در همان مقاله ای که در ابتدای این مطلب ذکر آن رفت در خصوص این تغییر در مدیریت وزارت خارجه نوشت:

اجماع عمومی میان دیپلمات های غربی در وین این است که صالحی ماهر و زیرک اما فاقد اختیارات است. همه دیپلمات ها صالحی را طرف گفتگویی باهوش و زیرک توصیف می کنند و ترجیح می دهند به جای برخی مسئولان ایرانی با او مواجه شوند. ادلی هینونن رئیس پیشین بازرسان آژانس در پیامی به این جمع بندی می رسد که: در حالیکه روشن است صالحی خوب سخن می گوید، واضح نیست که او بتواند به قول خود عمل کند. گاردین در انتهای گزارش خود نوشت: به هر حال اکنون دیپلماتهای غربی عموما برای انتصاب صالحی به سمت سرپرستی وزارت خارجه هورا می کشند چرا که این اقدام ممکن است به این معنا باشد که تماس های آنان با وزارت خارجه واقعی تر خواهد شد.

صالحی در ربع چهارم سال سکان هدایت وزارت خارجه را در دست گرفت. فارغ از شخصیت علمی و موجه وی در سمتهای قبلی، صالحی در شرایطی به وزارت خارجه منصوب شد که نحوه برکناری متکی موج وسیعی از انتقادات از رییس دولت ،حتی از سوی حامیان احمدی نژاد را به همراه داشت.با وجودیکه برکناری متکی با اقبال گسترده ای از سوی مدیران ،کارشناسان و پرسنل وزارت خارجه روبرو شد ولی هیچکس نمی توانست مهر تایید بر شیوه غیر اخلاقی احمدی نژاد بزند و آن را تایید نماید. از نظر مدیران و کارشناسان وزارت خارجه، متکی بدترین و نالایق ترین وزیر خارجه دوران سی و دو ساله جمهوری اسلامی بود. او برای بقای پست خود وزارت خارجه را پیش پای کوچکترین نزدیکان و مسولین دفتر احمدی نژاد قربانی کرد .در زمان زعامت ۵ ساله او بر وزارت خارجه مدیران لایق و کاردان برکنار شدند ،افراد چاپلوس و بی مقدار به مناصب بزرگی رسیدند، سفرای نالایق به کشورهای کلیدی اعزام شدند.هر کس در هر رده مدیریتی کوچکترین نشانی از مخالفت بااحمدی نژاد داشت از کار برکنار شد.صالحی در آذر ماه ۱۳۸۹ وارث وزارت خارجه ای شد که از درون متلاشی شده بود. او باید با چنین وزارت خانه و کادرهایی پنجه در پنجه بحران هایی می انداخت که یکی پس از دیگری از راه می رسید.

کارنامه صالحی در سه ماه آخر سال ۸۹ نیز ادامه ناکامیهای سیاستی بود که طراح و مسبب آن احمدی نژاد و حلقه اول مشاوران او و مجری آن متکی و وزارت خارجه تحت امر او بود.

• راه اندازی نیروگاه اتمی بوشهر که به یک عامل حیثیتی برای احمدی نژاد وصالحی (به عنوان رئیس قبلی سازمان انرژی اتمی ایران)تبدیل شده بود و بارها قول قرار گرفتن برق حاصله از این نیروگاه به مدار در بهمن ۱۳۸۹ به مردم داده شده بود، به دلایلی که هنوز هم بر هیچکس واضح نیست با مشکل روبرو شد. گفته می شود ویروس استاکس نت عامل این بحران بود ولی دلیل این امر هرچه باشد صالحی را در آغازین روزهای وزارت خود با چالش جدی روبرو کرد.

• همچنان که گفته شد بحران روابط با سنگال که می رفت با مدیریت صالحی در هفته های اول وزارتش حل و فصل گردد، به دلیل بی کفایتی سلف او در ماجرای صادرات تسلیحات توقیف شده در نیجریه،وارد فاز جدیدی شد و سنگال را که یک دوست مطمئن در قاره آفریقا برای کشورمان بود به موضع خصمانه علیه کشورمان کشاند و این کشور نیز روابط خود را با ایران قطع کرد و سیاست آفریقایی جمهوری اسلامی ایران را در محاق فرو برد. به این ترتیب برگ دیگری بر ناکامی های سیاست خارجی ایران در سال ۱۳۸۹ افزود که شاید صالحی هیچ نقشی در آن نداشت .

• صالحی در دومین سفر دیپلماتیک خود به آنکارا رفت.هدف او به تبعیت از احمدی نژاد وارد کردن ترکیه به میدانی بود که جایگاه بازی بزرگان است.ایران توانست جلسه ۱+۵ را در استانبول برگزار نمایند ولی بحرانی که از سیاست ماجراجویانه دولت نهم و دهم در دیپلماسی هسته ای آغاز شده بود، اجلاس استانبول را به نمایش از پیش شکست خورده ای تبدیل کرد.جلیلی و کاترین اشتون با عدم برگزاری مصاحبه مشترک مطبوعاتی در پایان اجلاس بر این شکست صحه گذاشتند تا به این ترتیب برگ دیگری بر پرونده قطور هسته ای ایران افزوده شود و کمندی که از طریق قطعنامه های شورای امنیت بر ما پیچیده اند محکم تر کرده و آثار تحریم ها مشکلات بیشتری را بر مردم تحمیل نماید.

• ترکیه که با تلاش ایران وارد جرگه و بازی بزرگان شده بود در اقدام غیر دوستانه دیگری دو فروند هواپیمای باری ایران را در دیار بکر فرو نشاند و با خالی کردن محموله این هواپیماها ، ‌آنها را به ایران بازگرداند. هنوز مشخص نیست این اقدام بخشی از معامله این کشور با آمریکا و غرب است یا نه،‌ ولی هرچه باشد رسوایی دیگری برای ایران رقم زد و اگر ترکیه همچون نیجریه این موضوع را به شورای امنیت گزارش نماید باید منتظر تیره شدن روابط دو کشوری باشیم که لاجرم باید همدیگر را در همسایگی و همجواری تحمل نمایند.

کلام آخر اینکه صالحی در چند ماهی که سکان وزارت خارجه را در دست گرفته باید بداند سازمانی که از متکی برای او مانده است قادر به مدیریت چالشهای فراروی دستگاه سیاست خارجی نخواهد بود.او باید با خانه تکانی در سطح مدیران ستادی و همچنین سفارتخانه ها هر چه سریعتر کارآمدی این وزارت خانه که به شدت حرفه ای است را بازسازی نماید.در کنار این امر مهم ،حاکمیت عقلانیت در مدیریت روابط خارجی از اهم نیازهای شرایط کنونی جهان است.تجربه پنج سال گذشته نشان داد که سیاست مبتنی بر ماجراجویی بی منطق ثمری جز تخریب روابز با جهان،انزوای کشور،از بین رفتن فرصت های طلایی در زمینه های اقتصادی و در نهایت کوچکتر شدن سفره ملت نخواهد داشت.موضع گیریهای صالحی در زمان ریاست بر انرژی اتمی در باره قطعنامه های شورای امنیت و تاثیرات آن بر وضعیت پروژه هسته ای ما نشان از عقلانیت صالحی و موضع گیری دور از جنجالهای پوپولیستی احمدی نژاد داشت.هر چند امیدواریم صالحی همچنان با آن رویکرد سعی در ترمیم چهره و اعتبار به شدت مخدوش کشور در عرصه بین المللی داشته باشد ولی باید اعتراف کرد که برخی موضع گیریهای چند ماهه او بخصوص در مساله نمایندگان ویژه احمدی نژاد در سیاست خارجی و حصر خانگی رهبران اپوزیسیون یاس و نومیدی در اصلاح سیاستهای ناصواب در این عرصه را بر طرفداران حاکمیت عقلانیت در مدیریت سیاست خارجی سایه افکن نمود.

به شخصه بر این باورم که هنر بزرگ وزیر خارجه در این شرایط ویژه جهان باید بیان واقعیتهای حاکم بر روابط خارجی کشور، گزارش شجاعانه آن به رهبری و دیگر مسولان رده اول کشور و تلاش مجدانه برای اصلاح راه ناصوابی باشد که کشور با مدیریت ماجراجویانه آقای احمدی نژاد طی پنج سال اخیر پیموده است .

این خدمتی بزرگ و ملی برای وزیر خارجه ای خواهد بود که به میهن خویش بیش از مصلحت و آینده خود می اندیشد.

  • ۱۳۹۰/۰۱/۱۴ ۲:۴۴ ق.ظ | پاسخ

    عالی بود جناب سفیر
    تحلیل به جایی ارائه داده اید. اما خودتان بهتر می دانید مشکل فراتر از یک رئیس جمهور بلند پرواز است. باید به ساختار سیاسی کشور یک سروسامانی بدهیم. باز هم خود شما در پاراگراف آخر کمی تعارف کرده اید. به نظر این گزارش شجاعانه بایستی به مردم داده شود. مثل همین کاری که شما الان انجام داده اید. به امید سربلندی ایران عزیز

    • ۱۳۹۰/۰۱/۱۴ ۵:۵۵ ب.ظ | پاسخ

      این همه آوازه ها از شه بود/ گرچه از حلقوم خلق الله بود. کجای کاری جوون؟ اگر سکانداری کشتی سیاست خارجی کشور را به پرسابقه ترین وزیر پس از انقلاب اسلامی هم بسپارند با حرکت های شه مات شده نیرومندترین مهره عرصه شطرنج بازی بزرگان توفیقی بیش از آنی که بهره سلف وزیرخارجه کنونی گشت، نصیب وی نخواهد شد. بمان تا ببینی.

      • ۱۳۹۰/۰۱/۱۴ ۹:۳۸ ب.ظ | پاسخ

        عالی بود سفیر و دانشجوی خط امام (ره)

        ولی جوابی برای کسی باقی نگذاشتی و احمدی نزاد در جواب شما خواهد گفت : این یعنی نه شرقی نه غربی و در مورد ملت

        خودم هم نه ملت . هم پدر خارجی ها را در آورده ام و هم پدر مردم ایران را . هر سخصی حرف زد زندان و حصر خانگی و چماق

        و شوکر و گاز اشک آور هم توی سر مردم و قانون اساسی .

        قبل از انتخابات دوره اول ریاست جمهوری او یکی از بستگان نزدیک ایشان در جواب سئوال من که پرسیدم ؟ آقای احمدی نزاده چگونه

        آدمیست گفت : اگر ملت ایران او را بسناسند یک رای هم به او نخواهند داد .

        در مورد ترکیه آنان بجای افشاء محوله پول نقد ۵/۱۸ میلیارد دلار +یک میلیارد دلار طلا +یک میلیارد دلار الماس که ترانزیت میشد را بس میباشد.

        در مورد نه شرقی بود دیپلماسی ۳۰ سال ۳۰ هواپیمای توپولف ساعتی حدود ۱۶۰۰ دلار در اجاره ایران بود که اگر روزی ۸ ساعت هم پرواز کرده

        باشند . هر ۷۳روزی مبلغ یک هواپیمای بوئینگ که ۲۸۰۰۰۰۰۰ (۲۸میلیون دلار ) با ۱۸۵ صندلی میباشد به روسیه یعنی : تاکنون ۱۵۰ فروند

        هواپیمای ۷۲۷ تقدیم کردیم . و برای منافع ملی ما روسیه چه کرده است ؟ غیر از اینکه با همین توپولف های روسی بود که مردم سوختن و

        مردن .( ۷۳ روز ضرب در ۸ساعت صربدر۱۶۰۰دلار ضربدر ۳۰ فروند هواپیمای توبولف = ۲۸۰۳۲۰۰۰ دلار ) .(۳۰ سال ضربدر ۳۶۵ روز تقسیم بر ۷۳

        روز = مساوی با ۱۵۰ فروند هواپیمایی که طی ۳۰ سال به روسیه داده شد .

        • ۱۳۹۰/۰۱/۱۵ ۲:۱۵ ب.ظ | پاسخ

          آگاهی تا رهایی است ؟ بیشتر از ۱۵۰ فروند هواپیما در این ۳۰ سال از دست هما رفته که باید شرکت ملی ایران ایر

          هواپیما های خود را اجاره و هواپیما جدید وارد ناوگان خود میکرد به خاطر این خبر را احضار و حرفم را قبول کردند . مطالب

          کارشناسی شده است و من پای آن ایستادم و معاونین وزارت میگفتند همه جای کشور اینچنین میباشد حالا برای چاپ کامنت

          دیروزی خود دانید . جهت اطلاع کلمه اینرا نوشتم و نه چاپ .

          • ۱۳۹۰/۰۱/۱۵ ۴:۴۱ ب.ظ | پاسخ

            گزارش مختصر و مفیدی بود و پیشنهاد می کنم در زمانی همه سران قدرت با استفاده از همه امکانات و محدود کردن کمترین ها برای منتقدین خود در ۵ سال گذشته فقط متکلم وحده بوده این روش بررسی را برای سایر حوزه ها و وزارتخانه ها توسط کارشناسان سابقه دار در آن حوزه ها انجام دهند شاید برای آحاد جامعه مفید و برای طرفداران صالح قدرت زنگ بیداری و نهیب هشدار باشد

            • ۱۳۹۰/۰۱/۱۷ ۶:۲۳ ب.ظ | پاسخ

              مقاله پرمحتوا و مستدلی بود بعید می دانم کسی بتواند آن را نقد کند زیرا مبین حقایق رنج آور این دوران سیاه کشورمان می باشد امید است مسئولان امر ذره ای سرعقل آیند و نگاهی بیدار به اطراف خود بیاندازند شاید انوار معرفت الهی در دل کدر آنان بیافتدد و به دور از غبار استبداد حداقل جلوی بینی خود را ببینند.
              به امید رحمت الهی

              (اختیاری)     (اختیاری)